X
تبلیغات
رایتل
امام زمان علیه السلام

همه ما کم و بیش نسبت به جایگاه «انتظار» در مجموعه معارف اسلامى آگاهى داریم و قطعا تاکنون درباره فضیلت انتظار فرج مطالب بسیارى شنیده و خوانده‏ایم. اما نکته‏اى که شاید شنیدن آن براى شما تازگى داشته باشد این است که از دیدگاه اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) «انتظار فرج» یا «چشم به راه گشایش بودن» به خودى خود در عصر غیبت براى منتظران مایه گشایش، نجات و رستگارى است و از این رو شیعیان به جاى گله و شکایت از طولانى شدن غیبت و سختی‌ها و رنج‌هاى این دوران باید تلاش کنند که منتظران خوبى باشند تا همین انتظارشان، «فرج» را در عصر غیبت براى آنها به ارمغان آورد.

براى روشن‏تر شدن این موضوع چند روایت را با هم مرور مى‏کنیم:

ابوبصیر مى‏گوید به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم:

جعلت فداک متى الفرج؟ فدایت شوم، این گشایش کى فرا مى‏رسد؟

آن حضرت فرمود:

یا أبابصیر و أنت ممّن یرید الدنیا؟ من عرف هذا الأمر فقد فرّج عنه لانتظاره(1)؛ اى ابابصیر! آیا تو از آن گروهى هستی که به دنبال دنیایند؟ هر کس این امر را بشناسد، به سبب انتظارش براى او گشایش حاصل مى‏شود.

اگر کسى در عصر غیبت مؤمنانه زندگى کند؛ از بدی‌ها و زشتی‌ها دورى گزیند؛ خصال شایسته را پیشه خود سازد؛ وظایف و تکالیفى را که در صحنه حیات فردى و اجتماعى متوجه اوست به درستى به‏ جا آورد و در انتظار ظهور امامش نیز باشد، خداوند متعال، فرج و گشایش واقعى را ـ که همان یافتن راه هدایت و رستگارى و رسیدن به سعادت و نیکبختى در دنیا و آخرت است ـ نصیب او مى‏سازد و در این صورت است که پیش افتادن و پس افتادن ظهور براى او هیچ تفاوتى نخواهد داشت و او در هر حال امام منتظَر خویش را درمى‏یابد.

امام رضا(علیه السلام) نیز در پاسخ «حسن بن جهم» که از ایشان در مورد فرا رسیدن گشایش مى‏پرسد، مى‏فرماید:

أو لست تعلم أنّ انتظار الفرج من الفرج؟ آیا تو نمى‏دانى که چشم به راه گشایش بودن، خود (جزیى) از گشایش است؟

لا أدرى إلاّ أن تعلّمنى؛ نمى‏دانم، مگر این که شما به من بیاموزید.

آن حضرت بار دیگر مى‏فرماید:

نعم، انتظار الفرج من الفرج (2)؛ آرى، انتظار گشایش، [جزیى] از گشایش است.

بر اساس همین نگرش است که در روایت‌هاى متعددى تأکید شده که براى منتظران واقعى تفاوتى ندارد که ظهور را درک کنند یا نکنند؛ چون آنها در عصر غیبت نیز در خدمت امام زمان خویش هستند؛ چنان که در روایتى از امام صادق(علیه السلام) مى‏خوانیم:

من مات منکم و هو منتظر لهذا الأمر کمن هو مع القائم فى فسطاطه...(3)؛ هر کس بمیرد در حالى که منتظر این امر باشد همانند کسى است که با حضرت قائم(عج) و در خیمه‏اش بوده باشد... .

آرى، انتظار فرج، خود مایه فرج است، اما بشرطها و شروطها. اگر کسى در عصر غیبت مؤمنانه زندگى کند؛ از بدی‌ها و زشتی‌ها دورى گزیند؛ خصال شایسته را پیشه خود سازد؛ وظایف و تکالیفى را که در صحنه حیات فردى و اجتماعى متوجه اوست به درستى به‏ جا آورد و در انتظار ظهور امامش نیز باشد، خداوند متعال، فرج و گشایش واقعى را ـ که همان یافتن راه هدایت و رستگارى و رسیدن به سعادت و نیکبختى در دنیا و آخرت است ـ نصیب او مى‏سازد و در این صورت است که پیش افتادن و پس افتادن ظهور براى او هیچ تفاوتى نخواهد داشت و او در هر حال امام منتظَر خویش را درمى‏یابد.

 

پى‏نوشت‌ها:

1 .محمدبن یعقوب کلینى، الکافى، ج1، ص371، ح3.

2 .شیخ طوسى، کتاب الغیبة، ص276.

3 .محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج52، ص126، ح18.

 

منبع:

مجله موعود، ش 50

او در پاسخ مى‏گوید: